نگرانی
سلام دخترکم
دیروز صبح با بابایی رفتیم سونوگرافی
ساعت ٩:٣٠ وقت داشتیم ولی ساعت ٩ رسیدیم و خیلی زود رفتم داخل اتاق
خانم دکتر اولش گفت که بچه خیلی خوبیه ولی .....
می دونی چی گفت؟؟ گفت که نی نی وزنش یه مقداری کمه
الهی مامان فدات بشه که از الان فکر هیکلتی عسلم
همش تقصیر منه که این مدت انقدر کار کردم و نزاشتم شما قشنگ وزن بگیری
راستی دختر قشنگم سرت کاملا برگشته بود رو به پایین ، نمی دونم خوبه یانه
عادیه یا غیر عادی در هر صورت همه چی فردا که برم پیش خانم دکتر مشخص میشه
چیزی که منو خیلی نگران کرد و ازدیروز همش دارم گریه میکنم اینه که دکتر سونوگراف گفت که
٢ قسمت بند ناف از کنار گردن قشنگت رد شده
البته گفت که جای نگرانی نیست ولی خوب باید مواظب باشیم
وای چطوری مواظب باشم
نمیتونم بهت بگم تکون نخور که، دختر قشنگم این چند وقته انقدر تکونهات زیاد شده که من کلی ذوق می کردم ولی از دیروز با هر تکونت من بغض میکنم و همش بهت میگم
مامانی یه کم آرومتر تکون بخور که چیزیت نشه
خیلی نگرانم
سلامتیت رو فقط از خدا میخوام


نگرانی
